استقلال - آزادی - عدالت اجتماعی (جمهوری ایرانی)
به سایت خبری جبهه ملی ایران ،پرببنده ترین سایت نیروهای ملی خوش آمدید
این سایت خبری مستقل است و به انعکاس اخبار تشکلهای جبهه ملی ایران و نیروهای ملی در سراسر جهان اختصاص دارد
از دیگر صفحات این تارنما در زیر این پیام با کلیک روی صفحه دیدن کنید
 
¤ اخبار دانشجویی
¤ صدور حکم زندان برای ۲۰ نفر از بازداشت شدگان زلزله آذربايجان
¤ دیدار اعضای جبهه ملی ایران با فرید طاهری
¤ روز دانشجو در مزار کیانوش آسا/ بیانیه دفتر تحکیم وحدت
¤ احضار مجدد پیمان عارف به دادگاه
¤ پیمان عارف بار دیگر از تحصیل محروم گردید.
¤ دفتر تحکیم وحدت و سازمان دانش آموختگان ایران در بیانیه ای مشترک: «صدای دانشجویان دربند باشیم»
¤ بیانیه‌ دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال; «تشکیل جبهه‌ دموکراسی‌خواهان برای صیانت از منافع ملت ایران در مقابل استبداد داخلی»
¤ ممانعت از آزادی پیمان عارف، فعال سابق دانشجویی
¤ پیمان عارف، دانشجوی زندانی، پس از اعتصاب غذا به بیمارستان منتقل شد
¤ پیمان عارف برای سومین بار بازداشت شد
سایتهای دیگر
 
سمينار جبهه ملی
¤ صفحه اول  ¤ اخبار ايران  ¤ اخبار جبهه ملی  ¤ بیانیه های جبهه ملی  ¤ کورش زعيم  ¤ جبهه ملی اروپا  ¤  واشنگتن  ¤ اخبار دانشجویی  ¤ خارج از کشور  ¤ دکتر ورجاوند  ¤ زنان  ¤ نشریات  ¤ دیدگاه  ¤ دریادار مدنی  ¤ رضا آذرخش  ¤ اندیشگاه ملی/ آریان پور  ¤ کنگره ملی/ امیرانتظام  ¤ مقالات  ¤  عضويت  ¤ نهضت آزادی/حزب ملت ایران  ¤ کارگران  ¤  اسناد جبهه ملی  ¤ جوانان جبهه ملی  ¤ دکتر باوند  ¤ كانون انديشه و سخن.  ¤ بیژن مهر  ¤  سمينار جبهه ملی  ¤  فرهنگ  ¤ همبستگی برای دمکراسی و حقوق بشر در ایران  ¤ دفتر پژوهش های جبهه  ¤ اخبار زندانیان سیاسی  ¤ برنامه تلوزیون  ¤ اقتصاد  ¤ آلبوم عکسها  ¤ تماس با ما ¤ آرشیو خبرها
بازتاب سمینارجبهه ملی/نيروی سياسی: آسايشگاه يا زايشگاه؟/ اسماعيل نوری علا
17 خرداد 1387       بازگشت به صفحه قبل 
جمعه گردی ها

يادداشت های هفتگی اسماعيل نوری علا


17 خرداد 1387 ـ 16 ماه ژوئن 2008



نيروی سياسی: آسايشگاه يا زايشگاه؟



سمينار جبههء ملی شاخهء آمريکا، که بمنظور تسهيل همفکری های اهل انديشهء سياسی در مورد «همبستگی نيروهای ملی و دموکراسی خواه» برگزار شد، اگرچه در سطح خود سمينار بجائی نرسيد و داد و ستدی انديشه برانگيز را در بر نداشت اما می بينم که امواجی را در مرداب سياسی کنونی ما آفريده و مطالب مطرح شده در آن، يا پيرامون آن، فضای تازه ای از گفتگوهای گاه دوستانه و گاه پرخاشنده را فراهم ساخته است. بنظر من، هر دو نوع اين واکنش ها مفيدند چرا که واقعيت رنگارنگ را آنگونه که در ذهن آدميان انديشنده دربارهء اوضاع کشورمان وجود دارد رو آورده و مطرح می کنند. مهم آن است که آيا کدام جرأتی موجب خواهد شد که اگر در پرخاش نسبت به ما واقعيتی هم وجود دارد لااقل آن واقعيت را تصديق کنيم و محتوای آن را در برابر فرم بيانش ـ هرچقدر هم عاطفی و دلگيرکننده و عصبانی ساز باشد ـ قربانی نکنيم.

من اين هفته قصد دارم اندکی بيش از اندک به سخنرانی آقای مهندس کورش زعيم در آن سمينار بپردازم که فکر می کنم، به لحاظ موقعيت ايشان، چه به عنوان يک نويسنده و روشنفکر فعال و چه بعنوان مسئول روابط عمومی جبههء ملی ايران در داخل کشور، از يکسو واجد نکات بسيار مهمی است و، از سوی ديگر، منعکس کنندهء مشکلاتی مزمن است که رفع آنها می تواند به معنای خروج از بن بست سياسی کنونی ما نيز باشد.

اما، قبل از پرداختن به اين سخنرانی، بايد توضيح دهم که من موضوع سمينار شاخهء آمريکای جبههء ملی ايران در دانشگاه مريلند را نه بصورت يک امر بديهی اثباتی، که به صورت پرسشی از شرکت کنندگان آن درک کرده ام: «آيا ـ برای استقرار دموکراسی و حقوق بشر در ايران ـ همبستگی نيروهای ملی و دموکرات ضرورت دارد؟» و می خواهم بدانم که آقای مهندس کورش زعيم چگونه به اين نتيجه رسيده اند که به پرسش مزبور پاسخ مثبت دهند و حتی سخنان خود را با عباراتی از اين دست به پايان رسانند که: « اگر ما بتوانیم چنین جبهه ای را، هم در کشور و هم در برونمرز، سازماندهی کنیم... گامی بلند بشمار خواهد آمد...» و «بیایید راهی بیابیم که با هم باشیم».

بخصوص از اين جهت که وقتی متن سخنرانی ايشان را با دقت بيشتری و چندين بار خواندم متوجه شدم که از فحوای مطالب مفصلی که در طول آن مطرح شده من يکی لااقل نمی توانم به پاسخی مثبت ا«گونه که ايشان مطرح کرده اند برسم؛ و چرا؟

برای اينکه اين موضوع را شکافته باشم اجازه می خواهم پرسش تلويحی سمينار را به صورت پرسش ديگری درآورم که بتواند با سخنان همهء سخنرانان جلسه و حاشيه نويسان بر آن بيشتر منطبق شود. اين پرسش می تواند چنين باشد: «چرا نيروهای ملی و دموکرات در طی سی سال گذشته نتوانسته اند در راستای تحقق دموکراسی و حقوق بشر در ايران با يکديگر همبستگی پيدا کنند؟» طرح اينگونهء پرسش، لااقل در بدو امر، آن پرسش نخست را که «آيا اساساً همبستگی ضروری است يا نه؟» به کناری می گذارد تا، پس از معاينهء بيمار (که اپوزيسيون سکولار رژيم ولايت فقيه نام دارد)، در مورد معالجهء آن به نسخه پيچی پرداخته شود.

آقای مهندس زعيم، در سخنان بسيار سنجيدهء خود، در عين پذيرش اينکه نيروهائی قابل اتصاف به صفت ملی و دموکرات در جامعهء وجود دارند، بصورت جالبی به ارزيابی عملکرد و وضعيت آنها پرداخته و بخوبی به ما نشان می دهند که اين «نيرو» ها بيشتر حکم محفل ها و باشگاه هائی متشکل از رزمندگانی را دارند که حرفی برای امروز و فردای کشورمان در چنته شان نيست. ايشان توضيح می دهند که:

1. «این ما (منظورشان «نيروهای ملی و دموکرات» است) هستیم که خرد و آینده نگری خود را در عایقی از خود بزرگ بینی ناشی از عدم اعتماد به نفس زندانی کرده ایم و آن اراده را از دست داده ایم که خود را از خود رها کنیم».

2. «برخی از ما، با وجود تجربهء شکست برخی روش ها، باز اصرار داریم آن روش های ناکارآمد را تکرار کنیم، نه برای اینکه امیدواریم روزی کارساز شود، بلکه فقط برای اینکه استقلال خود را از گروه های دیگری که با روش های دیگری برای رسیدن به همان آرمان ها تلاش می کنند نشان دهیم».

3. و اين امر از چه راه هائی حادث می شود؟

«الف ـ گاهی ارضای نیاز شخصی به ابراز وجود، اهمیتی بیشتر از رسیدن به هدف پیدا می کند.

«ب. گروه هایی کماکان به امکان اصلاح با نصیحت، یا اصلاح ساختاری از درون نظام، دلبسته مانده اند.

«پ. گروه هایی دیگر برای شاخص شدن از دیگران به سراغ ایدئولوژی ها و فلسفه های شکست خورده تاریخ رفته اند و ادعا می کنند که این بار خواهند دانست چگونه آن را بارور سازند.

«ت. گروهی نیز، از میان خودمان، به روش های ملی گرایانهء نیم قرن گذشته وفادار مانده اند با این ادعا که می توانند آن روش ها را در شرایط بسیار متفاوت کنونی، باز با موفقیت اجرا کنند.

«ث. گروه هایی به بازگرداندن شیوه های حکومتی تاریخ گذشته روی می آورند.

«ج. (نتيجه اينکه) هیچکدام از این ها، در شرایطی که همبستگی معنای کمرنگ شدن هویت گروهی یا شخصی خود را داشته باشد، حاضر به کنکاش برای یافتن بهترین راه رسیدن به هدف نیستند».

4. و چرا؟ «ما به دو دلیل نمی توانیم نیروهای خود را در برای ایجاد یک گزینه بهتر متمرکز کنیم. نخست، نیاز ما به مطرح بودن شخصی است... (که) ناشی از سرخوردگی ها و عدم اعتماد به نفس ملی ماست... دومین دلیل.. ترس از آینده و ترس از شکنندگی ارزش های گذشته است... ما فقط تلاش می کردیم این میراث ارزشمند را تکرار کنیم و تداوم دهیم. بسیاری از ما در این راه مبارزه کردیم، سماجت کردیم، زندان دیدیم، شکنجه کشیدیم, محرومیت دیدیم و تندرستی و زندگی خود را به آسیب کشاندیم، ولی از این هدف دست نکشیدیم، زیرا هویت شخصی خود را از آن می گرفتیم».

5. اما «اکنون، همین میراث ارزشمند باعث پراکندگی ماست، زیرا بسیاری از ما چنان غرور و ذهن و دل و هویت سیاسی خود را به آنچه در شش دهه پیش گذشته بسته ایم که از تاریخی که در این مدت در جلوی چشم ما ایجاد شد و گذشت غافل مانده ایم».

6. «در حالیکه علت موفقیت آنانی که آن افتخارات را در آن سالهای زرین آفریده بودند، نونگری و نوآوری بود، نسل ما در تمام این 54 سال مبارزه و اعتراض و مخالفت با شرایط خودکامگی و خفقان سیاسی جاری، هرگز به اندیشه ای نو و طرحی نو نپرداخت...»

7. و «به دلیل همین ترس، جوانان را بر خود راه نمی دهیم و اندیشه های نو آنها را بر نمی تابیم».

حال می توانيم، از ميان اين جملات به دقت نگاشته شده، معانی تلويحی و پنهانی را بيرون بکشيم که نشان می دهند چرا نگاه اثباتی ايشان به «ضرورت همبستگی» از امری «سالبهء موضوع» حکايت می کند و در جائی که تحقق همبستگی نيازمند وجود سازمان های زنده و فعال و با برنامه های روشن سياسی است، سخنان ايشان از جهانی در حال اضمحلال و سنگ شده خبر می دهد.

براستی آيا، در جملات بالا، نبايد ديد که آقای مهندس زعيم می گويد: «مشکل ما آن است که گرفتار شخصيت های منفردی خودخواه و خود محور و، در عين حال، فاقد اعتماد به نفس و ترسوی از هرچه نو و بديع است شده ايم»، يا «شخصيت هائی که زمام امور "نيرو های ملی و دموکراتيک" را در دست دارند، حاضر به جا باز کردن، گسترده کردن تشکيلات و وارد کردن خون تازه نيستند»، يا «ما، از تاریخی که در این مدت در جلوی چشم ما ایجاد شد و گذشت غافل مانده ایم، فاقد نوگرائی هستيم، و 54 سال است که "هرگز" انديشه ای نو و طرحی نو نپرداخته ايم»..؟

بنظر من، اين تحليل ها خبر از يک بن بست دلشکن سياسی می دهند. و اگر آدم ناوابسته ای همچون من چنين سخنانی بگويد، در واقع، از موضع کسی سخن گفته که متأسفانه هنوز هيچ تشکيلات سياسی را نيافته است که در آن برنامه هائی کارا و آدميانی سازندهء فردا را بيابد و به آن بپيوندد، اما آقای مهندس زعيم هم اکنون عضو يکی از قديمی ترين تشکيلات سياسی ما و مسئوول روابط عمومی آن هستند. و اگر من نتوانم برای عوارض و دردهای بيماری مزمن اپوزيسيون ملی و دموکراتمان نسخه ای بپيچم تنها مبتلا به مشکل خويش خواهم بود اما آقای مهندس زعيم بر عهده و مسئوليت دارد که به ما بگويد که خود و ديگر رهبران جبههء ملی در ايران، در تشکيلات زير نظر خويش و در مورد رفع مشکلات مزبور و آماده ساختن تشکيلات مهم و سابقه داری که هنوز ـ لااقل بر روی کاغذ ـ وجود دارد، چه برنامه هائی دارند و چگونه می خواهند آن دعوت پايانی سنخنرانی خود را در مورد تشکيلات خودشان اجرائی کنند.

و در اين راستاست که من فکر می کنم برخی از سخنان آقای مهندس زعيم در اين سمينار را بايد کاملاً، و با نگرانی تمام، جدی گرفت و به عمقی که می توانند پيدا کنند توجه داشت. ايشان می گويند: «ما تلاش کرده ايم میراث ارزشمند (عهد دکتر مصدق) را تکرار کنیم و تداوم دهیم. بسیاری از ما در این راه مبارزه کردیم، سماجت کردیم، زندان دیدیم، شکنجه کشیدیم, محرومیت دیدیم و تندرستی و زندگی خود را به آسیب کشاندیم، ولی از این هدف دست نکشیدیم... (اما) اکنون، همین میراث ارزشمند باعث پراکندگی ماست، زیرا بسیاری از ما چنان غرور و ذهن و دل و هویت سیاسی خود را به آنچه در شش دهه پیش گذشته بسته ایم که از تاریخی که در این مدت در جلوی چشم ما ایجاد شد و گذشت غافل مانده ایم. ذهن برخی از ما در همان سال های زیبای غرور انگیز خشکید ـ مانند تندیس های زیبای برنجینی از گذشتگان افتخارآمیزمان».

بر زبان راندن اين کلمات، آن هم از جايگاه مسئوول روابط عمومی جبههء ملی ايران در داخل کشور، جرأتی تحسين برانگيز می خواهد که در مقابل آن جرأت قد افراختن در برابر حکومت ضد دموکراتيک اسلامی چندان عظيم نمی نمايد. آقای زعيم، خود، در مورد خطر اخير شجاعانه می گويد که: «حاکمیت خواهد کوشید ما را بترساند»، و شايد دعوت ايشان به همبستگی هم از سر همين پيش بينی باشد، چرا که می افزايد: «وقتی همه باهم باشیم، زندان و خشونت علیه چند تن از ما تلاش این همبستگی را نخواهد ایستاند، و اینگونه خطرها را برای ما در درون که در معرض مستقیم آن هستیم تحمل پذیرتر خواهد کرد».

اما ايشان، در مورد خطر بزرگ تر و انشعاب آفرين ناشی از واکنشی که خودی های تشکيلات شان در برابر عبارت «همین میراث ارزشمند باعث پراکندگی ماست» نشان خواهند داد خاموشی می گزينند؛ حال آنکه آن «تندیس های زیبای برنجین از گذشتگان افتخار آمیز» هنوز در جان متعصب بازماندگان دور و نزديکشان زنده اند و از گلوی آنها سخن می گويند؛ از جانب آنها سر تکان می دهند که «می فرمائيد بايد از هدف تکرار و تداوم بخشيدن به میراث ارزشمند (عهد دکتر مصدق) دست برداريم؟» يا «می فرمائيد سماجت کردن، زندان دیدن، شکنجه کشیدن، محرومیت دیدن و تندرستی و زندگی خود را به آسیب کشاندن، و از این هدف دست نکشیدن های ما اکنون باعث پراکندگی است؟»

می بينيد که فضا چگونه می تواند يکباره پر از خشم و اندوه و فرياد و طغيان و ناله شود. و آنوقت، در چنين فضائی، چگونه می توان به امکانی برای بازبينی گذشته، ارزيابی واقع گرايانهء آنچه پيش آمده، و انديشيدن به آينده ای که بيشتر بايد در اصول کلی بنيادين با گذشته ارتباط داشته باشد، واصل شد؟ و آيا به همين دليل نيست که «نيروهای ملی و دموکرات» ما (که منظور گردانندگان و بيشتر سخنرانان سميناراز اين عبارت همان جبههء ملی و گروه ها و احزاب وابسته به آن است) چاره ای نداشته اند جز اينکه صرفاً آسايشگاه سالخوردگان سياسی باقی بمانند و به زايشگاه نسل های سياسی ملی و دموکرات و رزمندهء بعدی ما تبديل نشوند؟

آخر يک جوان پر جوش و به تنگ آمده از اوضاع کنونی کشور چگونه بايد با تشکيلاتی همبستگی پيدا کند که در تاريخ همين سی سالهء اخير خود هم در استقرار حکومت اسلامی شراکتی قاطع داشته و هم بخاطر ماندن در گذشته های دربسته نتوانسته است خود را به نقد سالم بکشد و، مثلاً، به صراحت اعلام بدارد که اگرچه احتمالاً ـ با ما يا بی ما ـ سيل انقلاب به همينجا که اکنون هستيم می انجاميد اما رهبران ما در محاسبات خود اشتباه کردند، عضويت در دولت موقت ذوق زده شان کرد، خود را ارزان در اختيار نيروهای ضد سکولاريسم نهادند و ـ بجای عدم مداخله در جريانی که بزودی خود به انحرافی بودنش واقف شدند ـ به موقع خود را کنار نکشيدند؟ چگونه می توان هنوز به تشکيلاتی دل بست که از يکسو با ملی ـ مذهبی ها سر و سر دارد و از سوئی کسانی چون ابراهيم يزدی پای ثابت جلسات آن (که اغلب بصورت مجالس ختم و يادبود برگزار می شوند) شرکت داشته باشند؟

بنظر من، برای يک تشکيلات سياسی، انديشيدن به فردا ممکن نيست اگر با ارزيابی گذشته و نفی هرآنچه که اشتباه و خطای فاحش بوده همراه نبوده و حاصل تجربه ها برايش حکم درس گرفتنی برای فردای کم اشتباه تر ـ و نه تثبيت در ديروز پر از اشتباه ـ نباشد؛ حتی اگر روابط عمومی اش را انسانی شجاع و دوست داشتنی همچون مهندس کورش زعيم اداره کند که در سراسر سخنش دريغ و درد و آرزو برای جهيدن و امروزی شدن موج می زند.

و، پس، بنظر من، بين اين عبارت که «اکنون، این فقط گذشته است که ما را با لگد به جلو می راند و ما تاثیری بر آنجا که ما را می برد نداریم، و فقط امیدوار هستیم که آن همانجائی باشد که می خواهیم برویم» و اين سخن آرزو وار که «تصور کنید که ما خود آنجایی را که می خواهیم برویم تعریف کنیم و ذهن خود را از هرآنچه ما را سرگردان کرده، به گذشته وابسته کرده، یا در پناه اندیشه ای که به ما امنیت کاذب می دهد قرار داده، آزاد کنیم» دره ای شگرف قرار دارد و به اين آسانی ها نمی توان بر اين فاصله پل زد و دو عبارت مذکور را کنار هم نهاده از آن شاهراه بلندی به سوی عافيت ساخت.

من می گويم که اگرچه همبستگی بين «نيروهای ملی و دموکرات» امر بسيار مؤثر و ضروری و مهمی «می تواند باشد» اما در حال حاضر از آن جهت منتفی است که ـ به استناد سخنان آقای زعيم ـ چنين «نيرو» هائی يا وجود خارجی ندارند و يا، اگر بازماندهء اسکلتی جريانات گذشته اند، دقيقاً به همين دردهائی گرفتارند که پزشک حاذقی چون مهندس کورش زعيم به شرح دلشکن آنها پرداخته است. و آيا می توان، در ميان شرح بيماری های اين مريض کهنسال، نسخه ای کارآمد برای نوتوانی آن نيز يافت؟

بنظر من، جزو داروهای تجويزی چنين نسخه ای، اگر دست يافتنی باشد، يقيناً، در غياب احزاب و تشکل های امروزين و برنامه و آدم دار، نمی توان به داروی «همبستگی» دل بست؛ و همين نکته مخاطبان را وا می دارد تا از مهندس زعيم بيش و پيشتر از اين رفتن ها را انتظار داشته باشند. شرکت در يک سمينار و سخنان مهم و اساسی گفتن، اگر نخواهيم آن را به اسقاط تکليف تعبير کنيم، بايد راهگشای مؤثری برای طرح درمان های عملی باشد و اکنون با ترديد فکر می کنم، يا اميوارم، که مهندس زعيم در اين مسير قدم بزرگی برداشته باشد. اين امر را آيندهء نه چندان دور نشان خواهد داد.
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
بازتاب سمینارجبهه ملی /وحشت روزنامه کیهان از همبستگی دانشجویان و جبهه ملی
JMINews:روزنامه کیهان ارگان رسمی استبداد که در هتاکی و افترا به جبهه ملی ایران و دکتر مصدق با سلطنت طلبان افراطی برابری میکند ٬ سمینار جبهه ملی در دانشگاه مریلند را زیرذره بین کدر وسیاه خود قرار داده وباچشمی بسته ٬نگاه کج خود را بر آن انداخته است .در جایی که تنها صحبت از «حقوق مردم» و«دمکراسی» بوده است ٬چگونه این چشمان بسته عناصر «ضد انقلاب» و «برانداز» را دیده که تک تک آنان عمرخود را در راه مبارزه مسالمت آمیز سپری کرده اند؟ حضرات گرامی ! «پازل براندازي نظام جمهوري اسلامي» که شما بدان اشاره کرده اید نزد خودتان است نه در دانشگاه ها. فشار روزمره بر آحاد مردم ٬ عدم مدیریت ملی در سطوح مختلف کشور و سیاست های ماجراجویانه خارجی , تکه های این پازل هستند که همگی آنها در جیب های شما ست . همان جیب هایی که ثروت مردم ایران نیز در آنها یافت میشود.تلاش ما فقط برای احقاق حقوق ملت ایران است و بس.
@@@@@@@@@@@@@@@@@@
http://www.kayhannews.ir/870313/6.htm






پشت پرده معنادار در سمينارهاي لعاب دار! روايتي از همنشيني
غاصبان عنوان تحكيم وحدت با عناصر ضدانقلاب در امريكا

محمد عبدالهي
در خبرها آمده بود كه بزودي سميناري با عنوان«ضرورت همبستگي نيروهاي ملي و دموكرات براي استقرار دموكراسي و دفاع از حقوق بشر در ايران» از سوي گروهك غير قانوني«جبهه ملي ايران» در دانشگاه مريلند آمريكا برگزار خواهد گرديد.1 البته برگزاري نشست هايي با اين مضامين، رويه معمول گروه هاي اپوزيسيون و ابزاري براي
فضا سازي عليه نظام اسلامي، بويژه در سطح مجامع بين المللي بوده و از اين رو، موضوع اين سمينار چندان بديع و بي سابقه نمي نمايد. اما اين خبر، چند واقعيت مهم را در بطن خود نهفته دارد كه شايسته است تبيين و تحليل شوند.
1ـ نام برخي از جريان هاي سياسي در جرگه بسيط تحولات تاريخي اين مرز و بوم با واژگاني نظير«خيانت ورزي» و«وطن فروشي» گره خورده است. از آن جمله گروهك نام آشناي «جبهه ملي ايران» است، كه در حافظه ي تاريخي ملت ايران نقشي تيره و مخدوش يافته است.
نگاهي به تاريخچه ي پرفراز و نشيب جبهه ملي نشان مي دهد، اين جريان، شامل طيفي از نيروهاي سياسي بوده در حالي مأموريت برگزاري چنين سميناري به اعضاي اين جبهه وگذار گرديده است كه نقطه مشترك در اعتقاداتشان را «قانون اساسي مشروطه سلطنتي و ملي گرايان» تشكيل مي داده است. اين تشكيلات بطور عمده يك، محفل و تجمعي از نيروهاي سياسي بوده كه چه در بدو تأسيس و چه پس از آن(در جبهه ملي دوم) با توجه به معادلات موجود در كشور و درون دربار و نيز در ارتباط با شاه و از سوي ديگر در ارتباط با نقش نوين آمريكا در عرصه سياسي ايران شكل گرفته و پس از آن تابع معادلات بين آمريكا و دربار گرديده است. اين جريان، پس از پيروزي انقلاب كاملاً رو در روي انقلاب و ارزش هاي اسلامي قرار گرفت. به عنوان مثال، رهبران آن در پي صدور اعلاميه اي با مضمون فراخوان به راهپيمايي در«نفي لايحه قصاص»، از سوي حضرت امام خميني(ره) به ارتداد محكوم شدند.2
حضرت امام(ره) در واكنش به اين اقدام موهن جبهه ملي، اعلام داشتند كه در طول سلطنت
رضا شاه و محمدرضا شاه هم، چنين جسارتي به احكام قرآن سابقه نداشته است! 3
ايشان همچنين خطاب به اعضاي جبهه ملي فرمودند:
« ]...[ آنها هستيد كه اسلام را هيچ قبول نداريد، احكام اسلام را احكام»غير انساني« مي دانيد]...[ شما با اسم ملت داريد به ضد ملت عمل مي كنيد!»4
2ـ «]...[ ما از دموكرات ها و اصلاح طلبان، از بيروت و بغداد تا دمشق و تهران حمايت خواهيم كرد. ما در كنار همه آنها كه براي ساختن آينده اي آزاد، عادلانه و صلح آميز تلاش مي كنند، خواهيم ايستاد... همه كساني كه ]در خاور ميانه[ به انگيزه آزادي گام برداشته اند، مي توانند روي وجود يك دوست در ايالات متحده حساب باز كنند. من براي عمومي كردن اين پيام در منطقه تلاش خواهم كرد.» 5
اين سخنان را بوش، رئيس جمهوري آمريكا، طي يك پيام راديويي و قبل از انجام اولين دوره سفرهاي دوره اي خود به منطقه خاورميانه، اعلام نمود. حمايت صريح، از جريان هاي اصلاح طلب، دگرانديش و دموكراسي خواه از سوي دولت آمريكا، هنگامي كه با برخي مصاديق عيني پيوند مي خورد، تفسيري واضح تر مي يابد.
برگزيدن دانشگاهي در آمريكا، بعنوان محل برگزاري سميناري با موضوع«حقوق بشر و دموكراسي»، با هدف تلاش براي«همبستگي نيروهاي دموكرات و تحول خواه» ـ بخوانيد مخالفين جمهوري اسلامي! ـ و با محوريت جريان سياسي مرتدي كه سابقه اي طولاني در سرسپردگي به آمريكا دارد، بخوبي در قاب معنا مي نشيند.
3ـ تركيب مدعوين اين سمينار، نيز محل تأمل است، چرا كه در ميان مدعوين اروپايي و آمريكايي ـ كه طيفي از
گرايش هاي«كمونيستي» تا«ليبراليستي» را در برمي گيرند ـ نام«سخنگوي سازمان ادوار تحكيم» از ايران نيز خودنمايي مي كند!
سازماني كه در سال 1375 با مجوز رسمي «وزارت كشور دولت اصلاحات» و با هدف ساماندهي فعاليت هاي فعالين دانشجويي وابسته به «دفتر تحكيم وحدت» ـ كه در آن زمان فارغ التحصيل شده بودند ـ تولد يافته بود. اما تركيب افراد تشكيل دهنده ي اين سازمان و گرايش هاي فكري انحرافي و التقاطي آنها، از همان مراحل و منازل نخست مي توانست نمايانگر آينده ي تاريك اين تشكل شبه دانشجويي باشد.
اين سازمان سعي داشت، تا «حلقه ي واسطي»براي پيوند جريان دانشجويي با طيف اپوزيسيون و اصلاح طلبان دگرانديش خارج از دانشگاه باشد، كه البته به تبع واسطه گري يك استيلاي فكري تمام عيار، بر دفتر تحكيم وحدت(طيف غيرقانوني علامه) نيز حاصل گرديد. برگزاري همايش ها و جلسات مستمر با عناصر جبهه ملي، نهضت آزادي، جنبش مسلمانان مبارز، اعضاي سنديكاي شركت واحد، زندانيان سياسي و روشنفكران سكولار با حضور اعضاي انجمن هاي اسلامي عضو دفتر تحكيم وحدت در كارنامه اين سازمان ثبت و ضبط گرديده است. از اين روست كه بسياري از رفتارهاي احساس مدارانه، غير منطقي و ساختار شكنانه ساليان اخير دفتر تحكيم در قبال حاكميت، ريشه در اين عامل برون محيطي دارد.
4ـ امروز ديگر،«پازل براندازي نظام جمهوري اسلامي» در اتاقكي شيشه اي قرار گرفته و ابعاد، شگردها و كارگزاران آن تا حد زيادي مكشوف گرديده اند. گذران سه دهه از عمر پربركت انقلاب اسلامي، كه هر روز آن با
توطئه گري ها و دشمني هاي سازمان يافته دشمنان خارجي و ايادي داخلي شان همراه بوده است، ثابت كرده كه، كسب هر موفقيتي براي دشمنان انقلاب اسلامي مستلزم يارگيري از دورن خانواده ي انقلاب است.
براي تحقق اين منظور، ترسيم منظومه اي پلكاني جهت نزديك شدن به اصلي ترين اهداف، ضروري مي نمايد. از آنجا كه دانشگاه به مثابه ي«نهاد نخبگان» هر كشور در زمره ي مهمترين اهداف دشمنان به حساب مي آيد، قرابت بيش از پيش به آن با واسطه گري هايي ممكن خواهد گرديد. اين حلقه هاي واسطه، همان سازمان ها و گروهك هايي هستند كه با «لعاب روشنفكري»،«محتواي غرب زدگي» و «ادبيات دانشجويي» در كشور فعاليت دارند.
پي نوشت ها:
1ـ سايت ادوار نيوز، تاريخ
5.3.87 .
2ـ مجتبي سلطاني، اسلام گراهاي ليبرال، ماهنامه زمانه، شماره 26، آبان 83 .
3ـ سخنراني حضرت امام خميني(ره)، تاريخ 25.3.1360 .
4ـ همان.
5ـ سايت كاخ سفيد، 5 ژانويه 2008.
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
گزارش سمینار جبهه ملی در دانشگاه مریلند
JMINews:در روز شنبه ۳۱ می سمینار جبهه ملی ایران در دانشگاه مریلند( نگاهی به اپوزسیون از درون) به نام مهندس عباس امیرانتظام برگزار شد.سرود ای ایران سر آغاز این برنامه بود و سپس بيژن مهر دبیر روابط عمومی جبهه ملی ایران در آمریکا ضمن خوشآمدگویی اهداف سمینار را تشریح کرد و خاطر نشان ساخت که هدف سمینار آشنایی با نظرات دیگر تفکرات در اپوزسیون برای یک همگامی ملی و ریشه یابی موانع عدم رشد اپوزسیون در خارج و درون کشور میباشد.وی همچنین گزارش کوتاهی از نشست داخلی جبهه ملی در امریکا داد و گفت پیدا کردن فصل مشترک بین نیروهای ملی و دمکرات در دستور کار قرارگرفته و جوانگرایی و نو اندیشی در این سازمان در اولویت قرار دارد.پس از آن پیام های تصویری ادیب برومند٬امیر انتظام پخش شد و پیام کتبی خسرو سیف توسط هرمز چمن آرا قرائت شد.دکتر انواری از جبهه ملی- واشنگتن اولین سخنران بود و بعد احمد تقوایی از انجمن آینده سخن گفت .مهندس کوروش زعیم(از طریق تلفن) اولین سخنران از ایران بود که سخنان وی به شدت مورد استقبال قرار گرفت.بعد از پرسش و پاسخ از این سه سخنران ویک تنفس کوتاه مهندس حمید رضا خادم از ایران با سخنان پر شور خود حضار را تحت تا ثیر قرار داد .دریادار آریانپور سخنران بعدی بود و پس از ایشان عبدالله مومنی سخنکوی ادوار تحکیم وحدت از تهران برای مردم ضرورت یک همبستگی ملی را تشریح کرد .دکتر محمد برقعی که به عنوان دیدگاه ملی مذهبی معرفی شد این عنوان (ملی مذهبی) را ساخته و پرداخته جمهوری اسلامی خواند و همبستگی نیرو ها را ضروری ندانست.سخنرانی تصویری دکتر نوری علا ٬سخنان خانم فیروزه فولادی در مورد جنبش زنان مورد توجه قرار گرفت و آخرین سخنران آقای پرویز دستمالچی نویسنده ای که از دست تروریستهای اسلامی در جریان کشتار رستوران میکونوس جان سالم بدر برد٬ بود.وی به تلاش نیروها برای همبستگی اشاره کرد که موفق نبوده و سازمانهایی از جمله اتحاد جمهوری خواهان لائیک و غیر لائیک و فراکسیونی و همچنین گروههایی نظیر" هما" همه شکست خوردند و تنها به پالتاک و مباحث بی اهمیت میپردازند.دستمالچی گفت بهتر است نیرو ها بر روی یک موضوع مثل انتخابات آزاد و یا لغو نظارت استصوابی توجه کنند تا اثر گذار باشند.
در پایان بیژن مهر از میهمانان و دست اندر کاران قدر دانی کرد و گفت ایرانیان در خارج از کشور سر آمد تمام اقلیت ها در جهان هستند, چه از نظر ثروت و چه از نظر دانش, اما این توانایی ها به اپوزسیون خارج از کشور سرایت نکرده و اپوزسیون کارنامه درخشانی ندارد و باید با سمینار ها و کنفرانس هایی این چنین با فکری نو به ریشه یابی مشکلات پرداخت.مسئول روابط عمومی جبهه ملی ایران در خارج از کشور گفت در آینده سمینار هایی در دانشگاهای بوستون ٬برکلی و اروپا برگزار خواهد شد .
اکثر سخنرانی ها در صفحه ویژه "سمینار جبهه ملی" آمده است





ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در حاشیه سمینار جبهه ملی در دانشگاه مریلند.
@دکتر باوند به علت بیماری و دکتر زمانی و دکتر نوری زاده به علت مشکلات فنی نتوانستند شرکت کنند
*این برنامه برای بیش از یک ملیون نفر ایرانی از طریق شبکه e2و pamدر سراسر جهان پخش شد.
*برنامه با ۱۵ دقیقه تاخیر آغاز شد.
*بعضی از پیام ها به علت مشکل فنی پخش نشد.
*بسیاری از اعضای جبهه ملی در خارج از کشور از طریق paltalkدر برنامه حضور داشتند
*در حدود ۶۰ نفر از علاقه مندان و همچنین فعالین سیاسی و فرهنگی در جلسه حضور داشتند.



*پیام های رسیده به سمینار جبهه ملی (نگاهی به اپوزسیون از درون) در دانشگاه مریلند:استاد ادیب برومند/مهندس عباس امیر انتظام/خسرو سیف/مهندس اشکان رضوی/ سازمان جوانان جبهه ملی/سازمان زنان جبهه ملی
@@@@@@@@@@@@
بازگشت به صفحه قبل   نسخه قابل چاپ   لینک دائمی به این خبر 
 
 
¤ اخبار جبهه ملی
¤ درگذشت مهندس اسماعیل حاج قاسمعلی
¤ بازداشت پیمان عارف عضو جبهه ملی ایران
¤ ادیب برومند: انحلال مجلس استیضاح مصدق را منتفی کرد
¤ نامه سخنگوی جبهه ملی ایران به بی بی سی
¤ پیام های نوروزی
¤ خورشیدی که هر روز فروزان تر از روز پیش میدرخشد/بیانیه جبـــهه ملــــی ایــــران
¤ سنگر نشین بی مدعای آزادی هوشنگ کشاورز صدر رفت
¤ تجزیه طلبی محکوم است/رئیس هیئت رهبری جبهه ملی ایران
¤ متن پیام های رهبران جبهه ملی به مناسبت پنجاهمین سال تاسیس کنفدراسیون
¤ تحلیل جبهه ملی ایران ازرویدادهای مصر
¤ دکتر علی رشیدی عضو هیئت رهبری جبهه ملی ایران به دو سال زندان و 5 سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شد
¤ بازداشت اعضاي جبهه ملي ايران در اسفراين خراسان شمالي
¤ بزرگداشت دکتر مصدق در واشنگتن/2 گزارش
¤ بزرگداشت دکتر محمد مصدق در باشگاه ملی خبرنگاران در واشنگتن دی سی شنبه 10 نوامبر 2012
¤ مشروح سومین گزارش احمد شهید در رابطه با حقوق بشر در ایران
¤ جبهه ملي ايران , نيروي هوايي و خلبانان قهرمان دفاع مقدس را گراميداشت
¤ تکدیب امضا
¤ جبهه ملی ایران: به یاری زلزله زدگان بشتابیم
¤ درگذشت رادمرد میهن دوست آقای دکترخسروسعیدی عضو حزب ایران و جبهه ملی ایران
¤ ننگ ونفرین بربیست وهشتم مرداد
¤ اسطوره مقاومت مهندس عباس اميرانتظام در بيمارستان بستري شد
¤ بیانیه ادیب برومند و جبهه ملی ایران- اروپا و آمریکا در اظهار تاثر و همدردی با هموطنان داغدیده آذربایجانی
¤ احضار كورش زعيم
¤ درود بر چهاردهم مرداد / ادیب بـرومـند- رهبر جبهه ملی ایــران
¤ جبهه ملی ایران نسل کشی مسلمانان در میانمار را محکوم میکند
¤ بیانیه ادیب بـــرومند رئیس شورای مرکزی جبهه ملی ایران به مناسبت بزرگداشت ۳۰ تیر 1331
¤ نامه سرگشاده جبهه ملی ایران به رئیس جمهور آمریکا درمورد ادعای واهی مالکیت امارات بر جزایر ایرانی
¤ عمل جراحی قلب دکتر حسین موسویان، رییس هیئت اجرایی جبهه ملی ایران
¤ گرامیداشت یکصدوسی امین زادروز دکتر محمد مصدق در پاریس و کلن
¤ یادداشت اعتراض جبهه ملی ایران به موسسه گوگل
¤ تکذیب مذاکرات جبهه ملی ایران با آقای رضا پهلوی و نزدیکان ایشان
¤ جبهه ملی ایران مهیای ستیزه گری در باره حفظ تمامیت کشور است/ادیـب بـرومـند رئیس شورای مرکزی جبهه ملی ایران
¤ پیام های نوروزی استاد ادیـب بـرومـنـد , دکتر حسین موسویان ,اقاي حسن لباسچی و مهندس كورش زعيم
¤ پیام نوروزی ادیـب بـرومـنـد
¤ دیدارسخنگو و اعضای جبهه ملی ایران با دکتر علی رشیدی
¤ بیانیه ادیـب بـــــرومــند رئیس شورای مرکزی جبهه ملی ایران درباره انتخابات اسفند ۱۳۹۰
¤ جبهه ملی ايران در انتخابات شرکت نمی کند
¤ آخرین وضعیت جبهه ملی ایران
¤ وضعیت نا مساعد جسمی حمید رضا خادم، زندانی سیاسی در بند ۳۵۰ اوین
¤ آیا جبهه ملی ایران منحل میشود؟
¤ بازجویی و بازداشت فعالان و اعضای جبهه ملی ایران
¤ ادامه بازداشتها و احضار اعضای جبهه ملی ایران به وزارت اطلاعات
¤ برگزاری جلسات شورای جبهه ملی ایران ممنوع شد
¤ احضارعیسی خان حاتمی عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران/ بازداشت مهندس محمد توسلی
¤ بازداشت دکتر علی رشیدی
¤ احضار ملیون به وزارت اطلاعات
¤ نشست مهرماه شوراي مركزي جبهه ملي ايران
¤ جلسه شورای مرکزی جبهه ملی ایران پنج شنبه در تهران برگزار شد
¤ جبهه ملی ایران در خارج از کشور نماینده ندارد
¤ @نامه پیمان عارف به احمدی نژاد@دیدار از پیمان عارف
© 2004 - 2011 - خبرگزاری جبهه ملی ایران - J M I N e w s . c o m - تماس با ما