استقلال - آزادی - عدالت اجتماعی (جمهوری ایرانی)
به سایت خبری جبهه ملی ایران ،پرببنده ترین سایت نیروهای ملی خوش آمدید
این سایت خبری مستقل است و به انعکاس اخبار تشکلهای جبهه ملی ایران و نیروهای ملی در سراسر جهان اختصاص دارد
از دیگر صفحات این تارنما در زیر این پیام با کلیک روی صفحه دیدن کنید
 
¤ اخبار دانشجویی
¤ صدور حکم زندان برای ۲۰ نفر از بازداشت شدگان زلزله آذربايجان
¤ دیدار اعضای جبهه ملی ایران با فرید طاهری
¤ روز دانشجو در مزار کیانوش آسا/ بیانیه دفتر تحکیم وحدت
¤ احضار مجدد پیمان عارف به دادگاه
¤ پیمان عارف بار دیگر از تحصیل محروم گردید.
¤ دفتر تحکیم وحدت و سازمان دانش آموختگان ایران در بیانیه ای مشترک: «صدای دانشجویان دربند باشیم»
¤ بیانیه‌ دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال; «تشکیل جبهه‌ دموکراسی‌خواهان برای صیانت از منافع ملت ایران در مقابل استبداد داخلی»
¤ ممانعت از آزادی پیمان عارف، فعال سابق دانشجویی
¤ پیمان عارف، دانشجوی زندانی، پس از اعتصاب غذا به بیمارستان منتقل شد
¤ پیمان عارف برای سومین بار بازداشت شد
سایتهای دیگر
 
سمينار جبهه ملی
¤ صفحه اول  ¤ اخبار ايران  ¤ اخبار جبهه ملی  ¤ بیانیه های جبهه ملی  ¤ کورش زعيم  ¤ جبهه ملی اروپا  ¤  واشنگتن  ¤ اخبار دانشجویی  ¤ خارج از کشور  ¤ دکتر ورجاوند  ¤ زنان  ¤ نشریات  ¤ دیدگاه  ¤ دریادار مدنی  ¤ رضا آذرخش  ¤ اندیشگاه ملی/ آریان پور  ¤ کنگره ملی/ امیرانتظام  ¤ مقالات  ¤  عضويت  ¤ نهضت آزادی/حزب ملت ایران  ¤ کارگران  ¤  اسناد جبهه ملی  ¤ جوانان جبهه ملی  ¤ دکتر باوند  ¤ كانون انديشه و سخن.  ¤ بیژن مهر  ¤  سمينار جبهه ملی  ¤  فرهنگ  ¤ همبستگی برای دمکراسی و حقوق بشر در ایران  ¤ دفتر پژوهش های جبهه  ¤ اخبار زندانیان سیاسی  ¤ برنامه تلوزیون  ¤ اقتصاد  ¤ آلبوم عکسها  ¤ تماس با ما ¤ آرشیو خبرها
ادامه بازتاب گسترده سمینار جبهه ملی ایران در دانشگاه مریلند
28 خرداد 1387       بازگشت به صفحه قبل 
*.دو دیدگاه دیگر در مورد سمینار جبهه ملی ایران در دانشگاه مریلند; وحید ولی زاده (نفت، دولت و دموکراسی در ایران)و دکتر محمدعلی مهرآسا (نگاهی به سمینار جبهه ملی ایران از زاویه ای دیگر!)
_____________________________________________________________________________________________________________________________________________________________

توضیح روابط عمومی جبهه ملی ایران;
متاسفانه چندین مورد در مطلب آقای مهرآسا صادقانه نیست.بر اساس صورت جلسه شورای مرکزی جبهه ملی ایران در آمریکا مورخ ۵/۱۱/۰۸ , برگزاری اجلاس واشنگتن با ۹ رای موافق در مقابل ۲ رای مخالف به تصویب هیئت اجرایی و هیئت مشاوران رسید.آقایان علی غضنفری٬هرمزچمن آرا ٬بیژن مهر٬رضا قاسمیان ٬یوسف عبدالله زاده٬سخاوت علیزاده( از هیئت اجرایی )و امیرهوشنگ آریانپور٬دکتر بهرامیان و دکتر اردشیر لطفعلیان (ازهیئت مشاوران) رای موافق و آقایان منوچهر قنبری( هیئت اجرایی ) و دکتر مهرآسا (هیئت مشاوران) رای مخالف دادند.در پایان همان جلسه آقای دکتر مهرآسا با اعتراض به نحوه اداره سایت خبرگزاری جبهه ملی ایران در خارج از کشور ٬از جبهه ملی ایران در آمریکا استعفا دادند.ضدو نقیض گویی ایشان در پاراگراف ۱: "نشستی که در یکی از دانشگاه های مریلند زیر نام سمینار جبهه ملی ایران در امریکا- علیرغم مخالفت بسیاری از اعضا- برگزارشد، همچنان که پیش بینی میشد دستاوردی نداشت ...." و پاراگراف ۳ : " اما پایان سمینار مریلند در جامعه ی درون و برون مرز به سان ریختن آب در لانه ی مورچگان ایجاد ولوله کرد و واکنشهای نرم و درشت را به همراه آورد." و همچنین برداشت غیر منصفانه ایشان در باره خودنمایی اعضای جبهه ملی ایران در برگزاری این سمینار از جمله این موارد است.
کمیته روابط عمومی جبهه ملی ایران-آمریکا
28 خرداد 1387
################################


نگاهی به سمینار جبهه ملی ایران از زاویه ای دیگر!

دکتر محمدعلی مهرآسا

• گذشت زمان و سیر تجربه در این مدت بیست سال به من نشان داده است که در برگزاری و ترتیب این گونه کنگره ها و سمینارها و تحمل زحماتش، هدف همواره گم شده و به جایش خودنمائی مطرح بوده است ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه ۲٨ خرداد ۱٣٨۷ - ۱۷ ژوئن ۲۰۰٨

نشستی که در یکی از دانشگاه های مریلند زیر نام سمینار جبهه ملی ایران در امریکا- علیرغم مخالفت بسیاری از اعضا- برگزارشد، همچنان که پیش بینی میشد دستاوردی نداشت و به مانند سدها نشست از این نوع که از سوی گروه های گوناگون برگزار میشود، ناطقان سخنان خود گفتند و سخن دیگران را شنیدند و درپایان باهم وداع کرده و رهسپار دیار خویش شدند. من در ده ها نشست و سمینار و کنگره از این نوع، شرکت کرده و بسیار سخنان زیبا و نصایح شیوا شنیده ام؛ و بسیار تندخوئیها و نازک طبعی ها را در این جلسات دیده ام که در آخر بی هیچ نتیجه گیری به پایان آمده و حکایت همچنان باقی ... در این مجالس، هرکس سخن و نظر خود را بیان می کند و اصرار دارد که پیشنهادش را همگان بپذیرند و به کار گیرند؛ و هیچ وقعی به دیدگاه دیگران هم نمی نهد. هنوز نمیدانم چرا ما متوجه این امر بدیهی نیستیم که تصمیم گیری زمانی موثر است که اجرا شود؛ و اجرای تصمیم نیز نیازمند نیروی اجرائی است. به این دلیل در این نشستها، اگر بسیار همت شود و تصمیمی اتخاذ گردد، از روی کاغذ فراتر نمی رود.
گذشت زمان و سیر تجربه در این مدت بیست سال به من نشان داده است که در برگزاری و ترتیب این گونه کنگره ها و سمینارها و تحمل زحماتش، هدف همواره گم شده و به جایش خودنمائی مطرح بوده است. درصورتی که بدنه ی اصلی جبهه ملی ایران در طول حیاتش هیچ گامی برنداشته مگر ضرورتی در پشتش خوابیده باشد.
جبهه ملی ایران از همان زمان تولد که رهبرش در برابر قانون شکنیهای دربار و وزیر دربار وقت «عبدالحسین هژیر» ایستاد و درخواست آزادی انتخابات کرد، مورد غضب درباریان و محمدرضا شاه و دیگر هواداران نظام استبدادی قرارگرفت. زیرا علت پیدائی و وجودی ی این جبهه، آزادی انتخابات مجلس شورای ملی بود که دربار چون سدی در مقابل این آزادی قد برافراشته بود. هدف جبهه ملی از آزاد بودن انتخابات، سپردن حکومت به دست مردم بود تا نیروی ضل الهی از فرمانروائی فرو افتد وروند دموکراسی در کشور پیاده شود. پس، جبهه ملی مانعی بود در برابر آرزوهای پادشاهی که مصمم بود به همان راه پدر رود و مستبدانه سلطنت مشروطه را با حکومت توامان کند.
جبهه ملی ایران در درازای نزدیک به ۶۰ سال عمرش، به علت خصلت ضد استبداد، ضد استعمار و سکولارش، ضمن داشتن هواداران بی شمار، دشمنان و مخالفانی نیز برای خود پروریده است. بی تردید، کسان و گروه هائی که به حکومتهای فردی و یا دیکتاتوری های- به اصطلاح- شورائی و جمعی معتقدند و یا هنوز آرمانگرائی های کاغذی و شکست خورده را بر دموکراسی و حکومت اکثریت ترجیح میدهند، با جبهه ملی و دوستداران مردمسالاری در تقابلند. دشمنان این جبهه، هر نقطه ضعفی برایش بتراشند، نمی توانند بر این واقعیت چشم بپوشند که اعضای این تشکل سیاسی، از حداکثر تقوای اجتماعی- سیاسی برخوردار بوده اند. کسی که از روی خرد و آگاهی و نه به خاطر مد روز بودن، هوادار راه وروش سیاسی-اجتماعی ی زنده یاد دکتر مصدق شده است، بی تردید همان صفات سلامت کردار و آرام منشی را باخود دارد. اگر استثنائی دراین میان پیدا شده باشد، قطعاً نشان عدم اصالت در باور است و ربطی به رفتار جمعی ندارد.

اما پایان سمینار مریلند در جامعه ی درون و برون مرز به سان ریختن آب در لانه ی مورچگان ایجاد ولوله کرد و واکنشهای نرم و درشت را به همراه آورد. من این واقعه را به فال نیک می گیرم و علاوه بر اهمیت جبهه ملی ایران، آن را نوعی گام نهادن در عرصه ی پلورالیستی بین اپوزیسیون برون مرز ارزیابی می کنم. تا اگر کنشها کارساز نیستند، دستکم واکنشها مهیج باشند.
کسانی که دراین زمینه قلم زدند و ایراد گرفتند، در بیشینه، کارشان از روی دلسوزی برای ایران و شاید خیرخواهی برای جبهه ملی ایران بود. مثلاً آقای دکتر حسین لاجوردی در نوشتاری منصفانه به کمبودها، کاستیها، بی پرنسیپی ها و کژروی هایمان – درهر گروه و دسته – اشاره کرده و دلسوزانه درخواست کرده بود که در تغییر خویشتن و ترمیم این نقصها همت کنیم. سخنان آقای لاجوردی همه از روی خیرخواهی و هوشدار است و امیدوارم به آن بیندیشیم. اما متاسفانه، چند نفری نیز به همان ادعاهای کهنه که هواداران سلطنت سی سال است بر جریده می نویسند و در بوقها می دمند، متوسل شدند و با اشاره به مباحث مطرح در سمینار و مقاله ی آقای «کامبیز قائم مقام» جبهه ملی را مشت و مال دادند و به بیراهه روی متهم کردند. بدیهی است در این رابطه، حساب هواداران رادیکال خاندان پهلوی جداست و کسی توقع درست اندیشی از عاشق و واله و شیدا ندارد. اما تأسف آنجاست که کسی مانند آقای «اسماعیل نوری علا» نیز چنین رختی را بر تن می پوشد و بدون توجه به شرایط زمان و بافت اجتماعی ملت ایران؛ و بدون درنظر گرفتن آن سیلی که درسال ۱٣۵۷ به راه افتاده بود، شرکت دو عضو جبهه ملی را در دولت موقت- و حتا دردناکتر از آن - شرکت در مخالفت با استبداد پادشاهی را به عنوان نقطه ی کور جبهه ملی ایران به قلم میکشد...
بافت و اسکلت جبهه ملی ایران را همانند تمام تشکلهای سیاسی و اجتماعی دیگر، مردمان ایرانی ساخته است و می سازد. بی شک این آدمیان ممکن است در مسیر رسیدن به هدف سیاسی اشتباه نیز مرتکب شوند. اما مطمئن باشید هیچگاه از نیت خیر روی نگردانده و از راه آزادیخواهی و میهن دوستی عدول نکرده اند و جز به صداقت و پاکی گام برنداشته اند. این جبهه چنان درراستای آزادی ی سخن و اندیشه و کردار پیشگام بوده است که مسئول روابط اجتماعی اش نیز قلم به دست می گیرد و جدا از صحت و سقم گفته هایش، از کاستیهائی که به دید او وجود دارد، می نویسد و برای خواندن در جلسه ی سمینار خارج میهن می فرستد.
نگارنده هنگامی که متوجه شدم هممسلکانی که در تدارک این سمینارند از آقای «نوری علا» هم برای ایراد سخنرانی دعوت کرده اند، شگفتزده شدم. زیرا می دانستم از ایشان جز نقد ناآگانه نخواهیم شنید و چیزی جز تیر ملامت از کمان سخنشان نخواهد بارید. آقای نوری علا به شهادت نوشته ی خودشان، «هنوز هیچ تشکلی را که اعضایش مقبول طبع ایشان باشند نیافته است که در آن عضو شوند...» (نقل به مضمون) و بنابراین از ارتفاعی که آن حضرت به ما و امثال ما می نگرد، و جز با تلسکوب رویت مان میسرشان نیست، نمی توانند داوری منصف و عادل باشند. فرموده اند:
«آخر یک جوان پر جوش و به تنگ آمده از اوضاع کنونی کشور چگونه باید با تشکیلاتی همبستگی پیدا کند که در تاریخ همین سی سالهء اخیر خود هم در استقرار حکومت اسلامی شراکتی قاطع داشته و هم بخاطر ماندن در گذشته های دربسته نتوانسته است خود را به نقد سالم بکشد و، مثلاً، به صراحت اعلام بدارد که اگرچه احتمالاً ـ با ما یا بی ما ـ سیل انقلاب به همینجا که اکنون هستیم می انجامید اما رهبران ما در محاسبات خود اشتباه کردند، عضویت در دولت موقت ذوق زده شان کرد، خود را ارزان در اختیار نیروهای ضد سکولاریسم نهادند و ـ بجای عدم مداخله در جریانی که بزودی خود به انحرافی بودنش واقف شدند ـ به موقع خود را کنار نکشیدند؟ چگونه می توان هنوز به تشکیلاتی دل بست که از یکسو با ملی ـ مذهبی ها سر و سر دارد و از سوئی کسانی چون ابراهیم یزدی پای ثابت جلسات آن (که اغلب بصورت مجالس ختم و یادبود برگزار می شوند) شرکت داشته باشند؟ »
نخست می پرسم: جبهه ملی ایران در این مدت، کدام خیانت را مرتکب شد و کدام زیان را به ملک و ملت زد که خود را به نقد بکشد؟
آنگاه می گویم: جبهه ملی ایران درش برروی تمام مردم از جوان و میانسال و پیر باز است و به ویژه مقدم جوانان را گرامی میدارد. اما شرایط محیط، جوانان را به راهی دیگر و حتا بیراهه ها می کشاند. متأسفانه ما پا به سن گذاشتگان، با تجاهل العارف نسبت به شناخت جامعه ی خود، شور و التهاب دوران جوانی را نیز ازیاد برده ایم. بدون در نظر گرفتن این واقعیت ملموس که جوامع بسته و استبدادی، همیشه جوانان را به سوی تند خوئی و رادیکالیسم می کشانند؛ و جبهه ملی و احزاب نظیر آن پاسخگوی آن نیازهای ملتهب در این جوّ خفقان نیست، دم از جوانگرائی در جبهه ملی ایران می زنیم... درحالی که شواهد و مدارک نشان داده است تنها در امنیت، آرامش، آسایش و آزادی است که مردم عموماً، و جوانان خصوصاً به سوی اندیشه وری و خرد ورزی و گزینش درست می روند و التهاب جوانان فروکش میکند؛ و لاجرم در احزاب مسالمتجو شرکت میکنند. در محیطی که جبهه ملی حق انتشار یک نشریه، حتا یک اعلامیه را ندارد، با چه تبلیغی می تواند جوانان را جلب و یا عضوگیری کند؟ در جوامع استبدادی ازهر نوع چکمه و نعلین، گرایش نسل جوان به سوی کینه ورزی و انقلابی گری و تندخوئی، بسیار تیزتر از مسالمت جوئی است. انقلاب، نه وارد کردنی است و نه ایجاد کردنی؛ انقلاب تحمیل شدنی است. این مستبدان هستند که زمینه ساز شورشها و انقلابات میشوند و با زور و خفقان، راه هرگونه رفتار مسالمت جویانه را می بندند و جوانان را به سوی دسته های رادیکال و شورشی سوق میدهند. پایه ی جبهه ملی از روز نخست، برعداوت نبود، بر استمالت و مسالمت بود.
اما نویسنده ی محترم گویا ازیاد برده است آن سران جبهه ملی که به زعم ایشان به آرزوی شرکت در دولت موقت در انقلاب شرکت کردند، یک ربع قرن پیش ازآن زمان همه رخت صدارت پوشیده و بر صندلی وزارت نشسته بودند. بنابراین عضویت در دولت موقت، نه تنها ذوق زده شان نکرد، بل برعکس به اکراه به آن تن دادند. اتفاقاً، دکتر سنجابی، الهیار صالح، مهندس حسیبی، زیرکزاده و... همگی زمانی وزیر، وکیل، مشیر و مشار بودند که این نوع سمتها و کرسیها، ارزش و جلوه ای داشت... گمان نمی کنم سخن بی جا و از سر عناد راندن، برای گوینده سبب منزلتی شود.

اما اگر از روی ملامتهای آقای نوری علا به این سبب که تاکنون، تشکلی مقبول و موجه را نیافته است که به آن بگرود و دستی از دور برآتش دارد، به عنوان شخصیتی غیرسیاست ورز بتوان گذشت، کینه ورزیهای بیجا و سخنان بی انصافانه ی آقای دکتر راسخ افشار را جز به عداوت و تنفر شخصی، آن هم نسبت به کسی که دستش از روزگار کوتاه است نمی توان تعبیر کرد. آقای دکتر راسخ افشار پس از درگذشت «دکتر احمد مدنی» هر نوشتاری که بیرون میدهد، تنها به نیت ارضای کینه ی خویش و بدگوئی و ناسزا به زنده یاد دکتر مدنی است. این سیاست پیشه ی پیر که سالش از هشتاد گذشته است و دیگر مجالی برای خودنمائی درعرصه ی زمامداری ندارد، تمام تلاش و مبارزاتش محدود شده است به بیان مشتی خلاف واقع درحق دکتر مدنی که بیش از دوسال است رخت از جهان بربسته و میدان را برای حریفان خالی کرده است.
آقای دکتر راسخ افشار گرامی!
بسیار محتمل است به علتهائی که در زیر می آید، دکتر مدنی به دعوت شما برای پیوستن به تشکلی به زعامت حضرتعالی پاسخ منفی داده باشد:
۱- دکتر مدنی درست یا نادرست، خود را از هر لحاظ برتر و شایسته تر از شما می دید و ریاست شما را نمی پذیرفت...اینجا این پرسش مطرح است که شما چرا به گروه او نپیوستید؟ مگر نه این است که نه او و نه شما، حاضر نبودید نفر دوم باشید؟
به یاد داشته باشید علت عدم پایگیری احزاب سیاسی و دسته های اجتماعی ریشه دراین شیوه و اخلاق ما ایرانیان دارد که از عضویت در هرحزب و تشکلی سرباز میزنیم مگر این که قبلاً پست و مقامی در رأس هرم را برایمان پیش بینی کرده باشند. نگاهی اندیشمندانه به انشعاباتی که در درون حزبهای راست و چپ به وجود می آید، باید ما را به این ضعف شخصیتی خویش آگاه کرده باشد.
۲- تعداد هواداران و دوستداران دکتر مدنی و شما چه در اروپا، چه در امریکا و چه در ایران، قابل قیاس نبوده و نیست. دکتر مدنی دستکم سه و نیم میلیون نفر در ایران به او رأی داده بود، در حالی که شما را جز معدود دوستانتان نمی شناختند.
٣- دکتر مدنی مدتها بود اندیشه ی رفتن به امریکا را در سر داشت و خیالی دیگر در ذهن می پرورید.
بنابراین عدم پاسخ مثبت دکتر مدنی به دعوت و قرار نگرفتن در زیر چتر حضرتعالی، بی ریشه در وجود خود شما نیست.
به هرحال، جبهه ملی ایران تشکیلاتی است با پیشینه ی شش دهه تلاش در راه استقرار آزادی و مردمسالاری در ایران که بی عیب هم نمی تواند باشد. اما نسبت به تمام احزاب و تشکیلات دیگر پاگرفته در ایران، از نظر پاکی و میهن پرستی و صداقت، یک سر و گردن بالاتر قراردارد. مبارزه با استبداد شاهی و آخوندی از افتخارات این جبهه است و به آن می بالد.


کالیفرنیا دکتر محمد علی مهرآسا
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
درباره ی نفت، دولت و دموکراسی در ایران
یادداشتی کوتاه در نقد سخنرانی عبدالله مومنی در دانشگاه مریلند

وحید ولی زاده

• مومنی می گوید دولتی که مالکیت بخش عمده ی اقتصادی و به خصوص منابع نفتی را در اختیار دارد به دلیل عدم وابستگی به مردم به سمت آمریت می غلتد. پیشنهاد مومنی خط مشی نئولییبرالیستی است. خصوصی سازی های گسترده و خلع ید از دولت در بخش های مختلف اقتصادی راهی است که ظاهرا به دموکراسی منتهی می شود ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه ۲۲ خرداد ۱٣٨۷ - ۱۱ ژوئن ۲۰۰٨

تحکیم وحدت عمده ترین شکاف را در ایران شکاف دموکراسی-آمریت می داند. از دید آنها تقسیم مردم به دو گروه آمریت طلبان و دموکراسی خواهان واقعیت امروز جامعه ایرانی است. برای رفع استبداد و آمریت، البته که نتیجه ی منطقی تشکیل جبهه ی دموکراسی خواهان است. اما چرا در عمل چنین جبهه ای به صورت واقعیت عینی ظهور نکرده است؟ گویا مشکل در تفکر استراتژیک است. بایست به زمینه ها و مفهوم دموکراسی توجه کرد. مهمترین مانع دموکراسی در ایران چیست؟ مومنی پاسخ می دهد اقتصاد دولتی. پاسخی که به طرز عجیبی الگوی مارکسیسم عامیانه ی زیر بنا- روبنا را در ذهن مجسم می کند که روبنای سیاسی را به صورت مستقیم متعین از زیربنای اقتصادی فرض می کند. مومنی می گوید دولتی که مالکیت بخش عمده ی اقتصادی و به خصوص منابع نفتی را در اختیار دارد به دلیل عدم وابستگی به مردم به سمت آمریت می غلتد. پاسخ مومنی پیشنهاد خط مشی نئولییبرالیستی است. خصوصی سازی های گسترده و خلع ید از دولت در بخش های مختلف اقتصادی راهی است که به دموکراسی منتهی می شود و برای تحکیم دعوی سخنران به پژوهش هایی اشاره می کند که گویا رابطه ی معنی داری بین اقتصاد آزاد و رقابتی و دموکراسی و حتی شاخص هایی چون طول عمر را نشان داده اند. فعالین پر شور انجمن اسلامی های دانشگاه های کشور که بخش عمده ی آنها از طبقات غیر مرفه جامعه هستند خود را به کوری زده اند. آنها می اندیشند که برای دموکراسی مبارزه می کنند اما متوجه نیستند که برای قدرت گیری سرمایه داران شمشیر می زنند. اگر در این مدل ساده شده ی تحکیم وحدت، آمریت نتیجه ی مستقیم تملک درآمدهای نفتی است، خصوصی سازی اقتصاد و در رأس آن نفت تنها آمرین را تغییر می دهد و سرمایه داران غیر مکتبی را که در کت و شلوارهای خوش دوخت ایتالیایی در انتظار خصوصی سازی نفت ایران نشسته اند به صف آمرین جدید می پیوندند. البته تمایزی مهم نیز در کار است. این بار جدال از سیاست به اقتصاد رانده می شود و از امری همگانی و عمومی به امری محلی و صنفی تقلیل می یابد. توده های وسیع مردم دیگر قادر نخواهند بود از طریق امر مشترک سیاسی و با فشار بر دولت و منازعه بر سر آن، کننترل خود بر سرنوشت، تولید و آینده خود بازیابند. با انتقال ارزش نفت از دست دولت به دست صاحبان جدید کمپانی های نفتی، قدرت از هرگونه نظارت اجتماعی خارج می شود. اگر در حال حاضر جبهه دموکراسی خواه مورد نظر مومنی توانایی به پرسش گرفتن آمریت حاکمان دولتی را ندارد، چگونه در فردای اقتصاد آزاد، حکم به محدود کردن آمریت کسانی می دهد که قدرت آنها نشأت گرفته از حق مقدس مالکیت آنها بر کمپانی های نفت و گاز است؟
اما آیا واقعا تحلیل ادوار مبتنی بر حداقلی از واقعیت های قابل دفاع است؟ آیا خصوصی سازی اقتصادی به رفع اقتدار دولتی می انجامد؟ آیا فرمول جبهه دموکراسی خواهی = طرفداران بازار آزاد، در تقابل با جبهه آمریت = مخالفان بازار آزاد، مفهومی دارد؟ آیا آمریت گرایان حاکم کنونی بر ایران در تقابل با بازار آزاد گام بر می دارند؟ روندهای موجود چنین حکمی را تأیید نمی کنند. از هزار شرکتی که منتظر تأیید کابینه برای خصوصی سازی هستند، ۲۴۰ شرکت در مارس ۲۰۰٨ چراغ سبز دریافت کردند. آنها بانک ها، کارخانه های مهم، و تسهیلات عمومی را در بر دارند. به جز برخی بانک های کلیدی- مانند بانک مرکزی ایران، بانک ملی، بانک سپه، بانک صنعت و معدن، تمام دیگر بانک ها در معرض شناورسازی قرار گرفته اند. بانک های تجارت، ملت، رفاه، صادرات و پست بانک در انتظار فروش فوری هستند. ۱۰۲ شرکت از ۱٣۰ شرکت متعلق به سازمان نوسازی و توسعه صنعتی تا مارس ۲۰۰۹ فروخته خواهند شد.
فروش شرکت های انرژی در سال گذشته تکمیل شد و اکنون شرکت های دولتی مس، فولاد و آلومینیم در انتظار خصوصی سازی اند. تمام شرکت های هوایی به جز سازمان هوانوردی کشوری یا خصوصی سازی شده اند و یا در فرآیند خصوصی سازی اند. همین اتفاق در مورد بنادر و سازمان های کشتیرانی رخ می دهد.و گرچه در حرف ادعا می شود که تنها بخش های پایین دستی نفت و گاز خصوصی خواهند شد و نه شرکت ملی نفت ایران، که اکتشاف و تولید نفت خام و گاز را بر عهده دارد، اما واقعیت آن است که بسیاری از بخش های این شرکت به پیمانکاران خصوصی سپرده شده است.
درنتیجه و با تحلیل عبدالله مومنی و ادوار تحکیم ما بایست با فرآیند شتابان دموکراتیک شدن ساخت سیاسی حاکمیت حرکت کنیم. فرآیندی که رهبری حکومت و دولت ایران با بر پا کردن حراجی های غول آسا در آن مشارکتی فعالانه دارند. اما این نتیجه ای است که واقعیات مسلم جامعه امروز ایران خلاف آن را نشان می دهند. عبدالله مومنی دانش آموخته ی علوم اجتماعی است و تحکیم وحدت و ادوار تحکیم به پشتوانه ی دانشگاهی خود افتخار می کند. اما سطحی ترین تحلیل ها و مخدوش ترین نظریه ها را به کار می گیرند تا از منافع بورژوازی ایران حمایت کنند. دفاع احزاب و سازمانهای بورژوازی از منافع اقتصادی خود عجیب نیست. آنچه حیرت انگیز است همگامی سازمانی است که مدعی نمایندگی بخش گسترده ای از دانشجویان دانشگاههای دولتی را دارد. و آنچه خائنانه است کانالیزه کردن اشتیاق آزادیخواهی دانشجویان در جهت بهره برداری اقلیت سرمایه داران ایرانی است. دانشجویان انجمن های اسلامی با تعریف شکاف دموکراسی - آمریت به عنوان مهمترین تضاد جامعه همواره دانشجویان چپ رادیکال را در کنار جریانات افراطی اسلامی متعلق به جبهه آمریت و خود را در کنار نهضت آزادی، دو خردادی ها، سوسیال دموکرات ها و احزاب متعدد بورژوایی در اپوزیسیون متعلق به جبهه دموکراسی می داند. از این طریق می کوشد با توپخانه تبلیغاتی از رسانه های فراوانی که در اختیار دارد مانع از شنیده شدن صدای چپ در دانشگاه شود. چپ رادیکال با نشان دادن شکاف نیروی کار - سرمایه به عنوان عمده ترین شکاف جامعه، تعلق خود را به جبهه ای مقابل تحکیم وحدت تأیید می کند. اما جبهه ای که در آن در یک طرف سرکوب شدگان و دگرگون خواهان کلیت جامعه بدان تعلق دارند (نیروی کار، سرکوب شدگان طبقاتی، جنسیتی، قومیتی و ...) و دانشجویان چپ در کنار آنها پیکار می کنند و نیز جبهه ی سلطه گران، سرمایه داران، کسانی که خواهان ارتقاء و نوسازی وضع موجودند و رهبران تحکیم نیز جوخه های پیاده ی آنان را سازماندهی می کنند. نفوذ هر چند محدود تحکیم در دانشگاه ها برآمد بازی های زبانی آنها در دفاع از آزادی و دموکراسی است. افشای ماهیت واقعی سیاست ها و مطالبات آنها، در این مرحله از جنبش مردمی در ایران، آنها را به همان سنگرهای واقعی شان در خارج از دانشگاه و در مجلس و نهادهای حاکمیت عقب خواهد زد.

مسأله نفت و طبقه متوسط ( اسم رمز بورژوازی) در ایران
جایگاه محوری نفت و درآمدهای نفتی در تحلیل های بورژوایی روزنامه های دو خردادی سابق و دموکراسی خواه فعلی، ریشه در آرزوی بورژوازی ایران و ایدئولوگ هایش برای کنار گذاردن طبقه کارگر از هر گونه تحلیلی دارد. فقدان ارتباط این طبقه و نیز پادوهای روشنفکری این طبقه با تولید ارزش، و در عین حال برخوردار بودن از حد بالایی از رفاه اجتماعی، راه را برای تئوری پردازی هایی درباره سرچشمه رازآلود ارزش باز می کند. نفت، همان سرچشمه ی رازآلودی است که ارزش های مصرفی بورژوازی ایرانی ( خیابان جردن، ماشین های میلیاردی، تفرجگاه های مصنوعی، دکوراسیون داخلی، .... ) را توضیح می دهد بدون آنکه هیولای طبقه کارگر را در بطری تصورات خود بیدار کند. نفت داستان محبوب بورژوازی است. بی دلیل نیست که بزرگترین قهرمانش نیز وامدار ملی کردن نفت است. این نوشتار کوتاه قصد تحلیلی سیاسی از مسأله نفت را ندارد. اما آنچه در اینجا باید بدان اشاره کرد کارکرد ویژه ای است که نظریه نفت به مثابه منبع اصلی ارزش، نزد طبقه متوسط ایفا می کند. از طریق این نظریه، بورژوازی قادر می شود ساختاری مفهومی و تخیلی بیافریند که در آن طبقه کارگر حذف می شود. نیروی تولید کننده ی انسانی که جامعه و ثروت آن را می سازد، نه تنها در پارلمان و مطبوعات فعلی ایران نمایندگی نمی شود، بلکه از عرصه های تفکر و چهارچوب های شناختی و ادراکی نیز حذف می شود. بورژوازی به جامعه تصویری ارائه می دهد که در آن دهان های گرسنه، پستان هزار نوک نفت را چسبیده اند و خون و گوشت و پوست جامعه را نفت قوام می دهد. این تصویر نیروهای سازنده ی تاریخ اجتماعی ایران را غبارآلوده و محو می کند و درنتیجه در خودآگاه شدن طبقه کارگر اختلال می کند. پاسخ هایی که مومنی در برابر مسائل امروز ایران پیش می کشد پاسخ هایی بورژوایی و کاپیتالیستی اند و نه تنها به گسترش آزادی و برابری در ایران کمک نمی کنند بلکه مانعی اضافی بر سر رشد عملی و ذهنی نیروهای مولد اجتماعی در ایران برپا می کنند.

www.azady-barabary.com
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
گزارش سمینار جبهه ملی در دانشگاه مریلند
JMINews:در روز شنبه ۳۱ می سمینار جبهه ملی ایران در دانشگاه مریلند( نگاهی به اپوزسیون از درون) به نام مهندس عباس امیرانتظام برگزار شد.سرود ای ایران سر آغاز این برنامه بود و سپس
بيژن مهر دبیر روابط عمومی جبهه ملی ایران در آمریکا ضمن خوشآمدگویی اهداف سمینار را تشریح کرد و خاطر نشان ساخت که هدف سمینار آشنایی با نظرات دیگر تفکرات در اپوزسیون برای یک همگامی ملی و ریشه یابی موانع عدم رشد اپوزسیون در خارج و درون کشور میباشد.وی همچنین گزارش کوتاهی از نشست داخلی جبهه ملی در امریکا داد و گفت پیدا کردن فصل مشترک بین نیروهای ملی و دمکرات در دستور کار قرارگرفته و جوانگرایی و نو اندیشی در این سازمان در اولویت قرار دارد.














پس از آن پیام های تصویری ادیب برومند٬امیر انتظام پخش شد و پیام کتبی خسرو سیف توسط هرمز چمن آرا قرائت شد.دکتر انواری از جبهه ملی- واشنگتن اولین سخنران بود و بعد احمد تقوایی از انجمن آینده سخن گفت .مهندس کوروش زعیم(از طریق تلفن) اولین سخنران از ایران بود که سخنان وی به شدت مورد استقبال قرار گرفت.بعد از پرسش و پاسخ از این سه سخنران ویک تنفس کوتاه مهندس حمید رضا خادم از ایران با سخنان پر شور خود حضار را تحت تا ثیر قرار داد.
دریادار آریانپور سخنران بعدی بود و پس از ایشان عبدالله مومنی سخنکوی ادوار تحکیم وحدت از تهران برای مردم ضرورت یک همبستگی ملی را تشریح کرد .دکتر محمد برقعی که به عنوان دیدگاه ملی مذهبی معرفی شد این عنوان (ملی مذهبی) را ساخته و پرداخته جمهوری اسلامی خواند و همبستگی نیرو ها را ضروری ندانست.سخنرانی تصویری دکتر نوری علا ٬سخنان خانم فیروزه فولادی در مورد جنبش زنان مورد توجه قرار گرفت




و آخرین سخنران آقای پرویز دستمالچی نویسنده ای که از دست تروریستهای اسلامی در جریان کشتار رستوران میکونوس جان سالم بدر برد٬ بود.وی به تلاش نیروها برای همبستگی اشاره کرد که موفق نبوده و سازمانهایی از جمله اتحاد جمهوری خواهان لائیک و غیر لائیک و فراکسیونی و همچنین گروههایی نظیر" هما" همه شکست خوردند و تنها به پالتاک و مباحث بی اهمیت میپردازند.دستمالچی گفت بهتر است نیرو ها بر روی یک موضوع مثل انتخابات آزاد و یا لغو نظارت استصوابی توجه کنند تا اثر گذار باشند.در پایان بیژن مهر از میهمانان و دست اندر کاران قدر دانی کرد و گفت ایرانیان در خارج از کشور سر آمد تمام اقلیت ها در جهان هستند, چه از نظر ثروت و چه از نظر دانش, اما این توانایی ها به اپوزسیون خارج از کشور سرایت نکرده و اپوزسیون کارنامه درخشانی ندارد و باید با سمینار ها و کنفرانس هایی این چنین با فکری نو به ریشه یابی مشکلات پرداخت.مسئول روابط عمومی جبهه ملی ایران در خارج از کشور گفت در آینده سمینار هایی در دانشگاهای بوستون ٬برکلی و اروپا برگزار خواهد شد .
اکثر سخنرانی ها در صفحه ویژه "سمینار جبهه ملی" آمده است : http://www.jebhe.info/old/news/fa/?mi=34
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در حاشیه سمینار جبهه ملی در دانشگاه مریلند.
@دکتر باوند به علت بیماری و دکتر زمانی و دکتر نوری زاده به علت مشکلات فنی نتوانستند شرکت کنند
*این برنامه برای بیش از یک ملیون نفر ایرانی از طریق شبکه e2و pamدر سراسر جهان پخش شد.
*برنامه با ۱۵ دقیقه تاخیر آغاز شد.
*بعضی از پیام ها به علت مشکل فنی پخش نشد.
*بسیاری از اعضای جبهه ملی در خارج از کشور از طریق paltalkدر برنامه حضور داشتند
*در حدود ۶۰ نفر از علاقه مندان و همچنین فعالین سیاسی و فرهنگی چون کوروش صحتی ٬کیانوش سنجری ٬فخر آور و عرفان قانعی فر در جلسه حضور داشتند.
*پیام های رسیده به سمینار جبهه ملی (نگاهی به اپوزسیون از درون) در دانشگاه مریلند:استاد ادیب برومند/مهندس عباس امیر انتظام/خسرو سیف/مهندس اشکان رضوی/ سازمان جوانان جبهه ملی/سازمان زنان جبهه ملی
@@@@@@@@@@@@

بازگشت به صفحه قبل   نسخه قابل چاپ   لینک دائمی به این خبر 
 
 
¤ اخبار جبهه ملی
¤ درگذشت مهندس اسماعیل حاج قاسمعلی
¤ بازداشت پیمان عارف عضو جبهه ملی ایران
¤ ادیب برومند: انحلال مجلس استیضاح مصدق را منتفی کرد
¤ نامه سخنگوی جبهه ملی ایران به بی بی سی
¤ پیام های نوروزی
¤ خورشیدی که هر روز فروزان تر از روز پیش میدرخشد/بیانیه جبـــهه ملــــی ایــــران
¤ سنگر نشین بی مدعای آزادی هوشنگ کشاورز صدر رفت
¤ تجزیه طلبی محکوم است/رئیس هیئت رهبری جبهه ملی ایران
¤ متن پیام های رهبران جبهه ملی به مناسبت پنجاهمین سال تاسیس کنفدراسیون
¤ تحلیل جبهه ملی ایران ازرویدادهای مصر
¤ دکتر علی رشیدی عضو هیئت رهبری جبهه ملی ایران به دو سال زندان و 5 سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شد
¤ بازداشت اعضاي جبهه ملي ايران در اسفراين خراسان شمالي
¤ بزرگداشت دکتر مصدق در واشنگتن/2 گزارش
¤ بزرگداشت دکتر محمد مصدق در باشگاه ملی خبرنگاران در واشنگتن دی سی شنبه 10 نوامبر 2012
¤ مشروح سومین گزارش احمد شهید در رابطه با حقوق بشر در ایران
¤ جبهه ملي ايران , نيروي هوايي و خلبانان قهرمان دفاع مقدس را گراميداشت
¤ تکدیب امضا
¤ جبهه ملی ایران: به یاری زلزله زدگان بشتابیم
¤ درگذشت رادمرد میهن دوست آقای دکترخسروسعیدی عضو حزب ایران و جبهه ملی ایران
¤ ننگ ونفرین بربیست وهشتم مرداد
¤ اسطوره مقاومت مهندس عباس اميرانتظام در بيمارستان بستري شد
¤ بیانیه ادیب برومند و جبهه ملی ایران- اروپا و آمریکا در اظهار تاثر و همدردی با هموطنان داغدیده آذربایجانی
¤ احضار كورش زعيم
¤ درود بر چهاردهم مرداد / ادیب بـرومـند- رهبر جبهه ملی ایــران
¤ جبهه ملی ایران نسل کشی مسلمانان در میانمار را محکوم میکند
¤ بیانیه ادیب بـــرومند رئیس شورای مرکزی جبهه ملی ایران به مناسبت بزرگداشت ۳۰ تیر 1331
¤ نامه سرگشاده جبهه ملی ایران به رئیس جمهور آمریکا درمورد ادعای واهی مالکیت امارات بر جزایر ایرانی
¤ عمل جراحی قلب دکتر حسین موسویان، رییس هیئت اجرایی جبهه ملی ایران
¤ گرامیداشت یکصدوسی امین زادروز دکتر محمد مصدق در پاریس و کلن
¤ یادداشت اعتراض جبهه ملی ایران به موسسه گوگل
¤ تکذیب مذاکرات جبهه ملی ایران با آقای رضا پهلوی و نزدیکان ایشان
¤ جبهه ملی ایران مهیای ستیزه گری در باره حفظ تمامیت کشور است/ادیـب بـرومـند رئیس شورای مرکزی جبهه ملی ایران
¤ پیام های نوروزی استاد ادیـب بـرومـنـد , دکتر حسین موسویان ,اقاي حسن لباسچی و مهندس كورش زعيم
¤ پیام نوروزی ادیـب بـرومـنـد
¤ دیدارسخنگو و اعضای جبهه ملی ایران با دکتر علی رشیدی
¤ بیانیه ادیـب بـــــرومــند رئیس شورای مرکزی جبهه ملی ایران درباره انتخابات اسفند ۱۳۹۰
¤ جبهه ملی ايران در انتخابات شرکت نمی کند
¤ آخرین وضعیت جبهه ملی ایران
¤ وضعیت نا مساعد جسمی حمید رضا خادم، زندانی سیاسی در بند ۳۵۰ اوین
¤ آیا جبهه ملی ایران منحل میشود؟
¤ بازجویی و بازداشت فعالان و اعضای جبهه ملی ایران
¤ ادامه بازداشتها و احضار اعضای جبهه ملی ایران به وزارت اطلاعات
¤ برگزاری جلسات شورای جبهه ملی ایران ممنوع شد
¤ احضارعیسی خان حاتمی عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران/ بازداشت مهندس محمد توسلی
¤ بازداشت دکتر علی رشیدی
¤ احضار ملیون به وزارت اطلاعات
¤ نشست مهرماه شوراي مركزي جبهه ملي ايران
¤ جلسه شورای مرکزی جبهه ملی ایران پنج شنبه در تهران برگزار شد
¤ جبهه ملی ایران در خارج از کشور نماینده ندارد
¤ @نامه پیمان عارف به احمدی نژاد@دیدار از پیمان عارف
© 2004 - 2011 - خبرگزاری جبهه ملی ایران - J M I N e w s . c o m - تماس با ما